پایگاه تفریحی گوگولی94

خانه سالمندان

شنبه 26 اردیبهشت 1394
  • نویسنده :
  • بازدید : 744 مشاهده

هرچی ازش میپرسیدی در جوابت میگفت : آره ...
میگفتم : منو میشناسی؟ میگفت : آره ...
میگفتم : اینجا خوبه برات ، راحتی ؟ میگفت : آره ....
میگفتم : خوشحالی که اینجایی ؟ میگفت : آره ...
میگفتم : می خوای بریم بیرون یه دوری بزنیم ، دلت واشه ....
اونوقت ، جیغ میکشه و داد و فریاد می کنه که نه! نه! نه!

بعداً دلیلش رو پرستار آسایشگاه میگه که :
آخه ، با همین بهونه آوردنش ، سرای سالمندان......


مطالب مرتبط

نظرات ارسال شده

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران